الملا فتح الله الكاشاني

47

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اينكه رسول بشر باشد پس اين را از علماى عصر خود بپرسيد و از احبار روزگار خود سؤال كنيد تا بر شما واضح شود كه رسل از جنس بشر بوده‌اند بعد از آن به جهت اثبات بشريت رسول و انكار و اعتقاد اهل كفر نفى خواص ملكيت از انبيا كرده ميفرمايد كه * ( وَما جَعَلْناهُمْ ) * ما نگردانيديم پيغمبران را * ( جَسَداً ) * خداوندان بدنى كه به آن * ( لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ ) * نخوردند خوردنى را * ( وَما كانُوا خالِدِينَ ) * و نبودند جاويد ماندگان در دنيا كه هرگز نميبرند چه ايشان بشر بودند مانند شما و گويند اين آيه جواب قول ايشانست كه ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ و قوله * ( وَما كانُوا خالِدِينَ ) * تاكيد و تقدير جواب ايشان چه تعيش بطعام از توابع انواع تحليلست كه مؤدى بفنا است و توحيد جسد يا بجهة ارادهء جنس است يا به جهت اينكه در اصل مصدر است بمعنى مفعول اى المسجد الذى فيه روح و يا بر حذف مضاف اى ذو جسد و يا تاويل ضمير بكل واحد و حسد عبارتست از جسم ذو لون و لهذا آن را بر آب و هوا اطلاق ميكنند ( و منه الجساد للغفران ) و گويند جسد جسمى است ذو تركيب زيرا كه در اصل بمعنى جمع شيئى است و اشتداد آن زبدهء معنى آنست كه ما نگردانيديم انبيايى كه پيش از تو بودند اجسادى كه نخورده باشند طعام را و نه مرده باشند تا اكل و موت تو علت ترك ايمان كفار باشد به تو چه ما بسبب وحى ايشان را از ذى بشريت بيرون نبرده بوديم بلكه با صفت بشريت ايشان را بامم ماضيه فرستاده بوديم * ( ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ ) * پس راست گردانيديم ايشان را آن وعدهء كه با ايشان كرده بوديم از غالبيت موحدان و مغلوبيت مشركان * ( فَأَنْجَيْناهُمْ ) * پس نجات داديم انبيا را از عذاب * ( وَمَنْ نَشاءُ ) * و هر كه را كه خواستيم از مؤمنان و از هر كه در ابقاى او حكمتى بود به اينكه بعد از اين ايمان آرد يا از ذريهء او قبول ايمان كند و لهذا عرب از عذاب استيصال مامون شدند * ( وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ) * و هلاك كرديم اسراف كنندگان را در كفر و طغيان و شرك و عصيان اين آيه براى تهديد و تخويف كفار مكه است بعد از آن ذكر نعمت خود مىكند بر ايشان بر انزال قرآن بقوله * ( لَقَدْ أَنْزَلْنا ) * هر آينه فرستاديم * ( إِلَيْكُمْ ) * بسوى شما اى گروه قريش * ( كِتاباً فِيه ) * كتابى كه در او است * ( ذِكْرُكُمْ ) * شرف و بزرگوارى كه موجب نام و آوازهء شما باشد اگر متمسك به آن شويد كقوله و انه لذكر لك و لقومك يا موعظه و پند شما در امر دين و دنيا يا به آنچه به آن طلب حسن ذكر ميكنيد از مكارم اخلاق و محاسن افعال * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا در نمىيابيد و يا تعقل نميكنيد در آن تا شما را بر آن دارد كه بدان